کتابفروشی آموت

نشانی: تهران. بلوار مرزداران. نبش خیابان آریافر. ساختمان دوهزار. طبقه‌ همکف شمالی. تلفن: 02144232075

خانم شعبان‌نژاد بی‌ریاست چون کلمه‌هایی که می‌گوید و می‌سراید

عادت داریم وقتی یکی از نویسنده‌ها به دیدار مخاطبان‌شان می‌آیند به احترام قدم‌شان، پاقدمی بهشون تقدیم کنیم. این‌طور هم نبوده که کسی مجبورمان کرده باشد، همیشه عشقی بوده و دلی. از همان دفعه‌ی اول که «#مصطفی_رحماندوست» آمد تا دفعه‌ای که «#فرهاد_حسن_زاده» قدم‌رنجه کرد تا امروز که «#افسانه_شعبان_نژاد» اینجا را به حضورش رنگی کرد. همیشه یه چیزی از اینجا بهشون می‌دهیم به یادگار.

امروز قبل از آمدن مهمان امروزمان،‌ جیمان‌جان گفت «پته کرمانی بگذارم و جوراب میلکی و تعدادی کتاب؟»

خندیدم و گفتم «مهمان‌مان کرمانی است. بهش پته می‌دهی؟ می‌خواهی دست‌مان بیندازند که زیره به کرمان می‌بری؟»

گفت «اتفاقا بیشتر خوش‌اش خواهد آمد.»

گذاشتیم اما تاکید کردم «جوراب‌های زن‌عمو نیره را حتما و حتما بگذار!»

و چه می‌دانستم افسانه‌ی شعبان‌نژاد می‌آید و افسانه‌ی کلاغ‌ها را می‌گوید و درخت‌های تنومند و باستانی شهداد کرمان و بعد از بی‌بی‌نیره‌ای نام می‌برد که هفته‌ای یک‌بار خانم افسانه‌ کوچولو و برادرش می‌رفتند پیش‌اش تا او قصه بگوید و این‌ها یک هفته‌ی تمام در خیال زندگی کنند و خانه بسازند و ابر و باد و هوای بارانی تا کی هفته تمام بشود و بی‌بی‌نیره،‌ برای‌شان قصه ببارد.

کلمه‌ی نیره از نیر و نور و از روشنایی ریشه گرفته و همین هم هست که همه جا را با خودش روشن می‌کند؛ چه وقتی نام زنی در روستای دورافتاده و تاریخی میلک در الموت باشد یا بی‌بی‌ای در شهداد کرمان. هر جا باشد با خودش مهربانی و قصه دارد.

خانم افسانه شعبان‌نژاد امروز بیش از قصه و شعر، از کسانی گفت که بهشون بدهکار است. ازشون درس گرفته و امروز از تک‌تک‌شان تشکر و قدردانی کرد.

اول از همه از پدرش که شمع نذر می‌کرده و هی شعر از بر می‌کرده تا حافظ بشود و از مادری که برای افسانه‌ی زندگی‌اش شعر می‌خوانده تا معلمی چون مصطفی رحماندوست که با خواندن اولین شعرهای این دخترک سبزه‌روی کرمانی، نوید داده شاعر بزرگی می‌شوی و شاعر در عین بزرگی، هنوزاهنوز کتاب‌هایش را قبل از این که منتشر بشوند، به استاد می‌دهد تا اجازه بگیرد برای انتشار.

 خانم شعبان‌نژاد بی‌ریاست چون کلمه‌هایی که می‌گوید و می‌سراید. و به قول خودش دوست دارد کودکی‌اش را گم نکند که آدمی در کودکی‌اش گاهی با یک آدامس، شادترین آدم دنیا می‌شود.

آدم بزرگ‌ها هم می‌توانند افسانه‌ی شادی‌ها را دوباره بسرایند؟

 

https://www.instagram.com/p/B4c5dCvJ38N/?igshid=48w06ykmdawh

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

تمامی حقوق مطالب محفوظ است 2019© طراحی شده بوسیله کتابدار

جستجو