«جورابچیان؛ اعلام حضور با اولین رمان»

🎧کتاب صوتی «به وقت بهشت»

👤اثر نرگس جورابچیان

🎙با صدای سارا فیض

نرگس جورابچیان در سال 1360 در تهران متولد شده. او دارای مدرک مترجمی زبان روسی از دانشگاه آزاد است.

جورابچیان موفق شد با اولین رمان خود «به وقت بهشت» که در سال 1388 منتشر کرد، نظر منتقدان و خوانندگان حرفه­‌ای ادبیات را به خود جلب کند. این رمان بنا به گزارش روزنامه‌­ها، در عرض 20 روز در صدر کتاب­‌های پرفروش قرار گرفت. و اکنون نیز به چاپ ششم رسیده است.

 

بهشتی که کتاب می‌­آفریند

اولين بخش كتاب با روايتي خواندني آغاز مي‌شود. راوي یا همان شخصیت اصلی داستان (ترلان)، از روزي مي‌­گويد كه قرار است به اين دنيا بياید! او تنها نيست. 3 نفر هستند. اولي بي­‌معطلي به دنیا مي‌آيد. دومي از آمدن منصرف مي‌شود و سومي كه او باشد نمي‌خواهد از پناه و آغوش خدا دور شود. خدا به او مي‌گويد در تو رازي پنهان كردم. رازي كه فاش نمي‌شود و او تا 7 سالگي خواب خدا را مي‌بيند.

جهانی که ترلان با سطرهای اولش می‌­آفریند، این مطلب را برایمان روشن می­‌کند که بناست وارد شویم به دنیایی لطیف با نگاهی خاص و ظریف­‌بین، شاید یک ایده آلیسم بکرِ زنانه. جدا از سطرهای ابتدایی، در ادامه هم خیلی خوب و آرام با این نگاه و دنیایی که آفریده، همراه می­‌شویم و خو می­‌گیریم. نگاهی که پیش از هرچیز حکایت از اصالت شخصیت و ذهنیت ترلان دارد.

 

فانتزی در جدال با واقعیت

ترلان خیلی زود و در جریان زندگی معمول خود، به شکلی کاملاً سنتی (مراسم خواستگاری)، با پسری آشنا می‌شود و می‌­تواند شباهت‌­های ظریفی را بین خودش و او پیدا کند. کمی بعد آن­ دو از دل­‌مشغولی‌­هایشان برای هم می­‌گویند و همراه با کشف دیگری، دست به­‌کارساختن می­‌شوند. ترلان اگرچه از مجرای سنت به انتخاب­اش رسیده اما حاضر نیست احساس­اش را در قالب کلیشه­‌های تعریف شده درآورد و کوتاه بیاید از آن ایده‌­آلیسم زنانه‌­ای که در سر دارد :

«.....رد نگاه مرا می­‌گیرد و با نفسی از سر آسودگی به سمت من می‌­آید.

- یعنی می‌­خوای توی همه‌­ی زندگی منو به همین راحتی بخونی؟

در امتداد لبخندش ادامه می­‌دهم:

 - فکر می­‌کردم یه زنجیره....همیشه از زنجیر فراری بودم. واسه خاطر همین بود که....دخترا و پسرا، به هم علاقمند می‌­شن و هرچی می­‌گذره محبت‌­شون بیشتر رنگ تعلق می­‌گیره. مالک هم‌دیگه می‌­شن. حریم شخصی هم‌دیگه رو می‌­شکنن. بعد هر کدوم بار تعلق اون یکی رو به دوش می‌­کشه....تا آخر عمر....اولش قشنگه، اما کم کم می‌­شه عذاب......»

گرچه به نظر می‌­رسد این رابطه در بهشتی که وعده داده شده آغاز می‌­شود، ولی در آن‌جا نمی‌­ماند. ترلان از قابِ تعریف شده­‌اش بیرون می­‌زند و در اثر تماس با واقعیت، دچار تعارضاتی درونی می‌­شود که ضمنِ مسله­‌های پیرامونش در زمان حال، گذشته­ را نیز برایش زنده می­‌کند.

 

«به وقت بهشت»؛ رمانی عامه‌­پسند؟

در مورد این رمان نقدهایی نوشته شده و بعضی آن­‌را در ردیف رمان­‌های عامه­‌پسند قرار داده‌­اند. و البته به زعم برخی دیگر نیز، جورابچیان با این کتاب موفق شده دو گروه از خوانندگان ادبیات جدی و عامه‌­پسند را با هم آشتی بدهد.

دو نمونه از گفته‌­های منتقدان در شرح این کتاب، چنین است:

« اين نقد كه گفته مي‌شود نويسنده‌­ی اين رمان فردي سنتي است، غلط است؛ زيرا اگر سنتي بود، ما با شخصيتي كليشه‌يي برخورد مي‌كرديم كه فقط پخت و پز مي‌كرد؛ در حالي كه ترلان اين‌گونه هست؛ اما فقط اين نيست. ترلان مي‌خواهد او را همان‌طور كه هست، بپذيرند. اين ترلان سنتي نيست و ديد سنتي ندارد.»

« نويسنده در اين اثر به گونه‌اي ديگر پاياني تلخ و شيرين و تا حدي مبهم رقم زده است؛ برخلاف آن گونه داستان‌ها که انتهايي قطعي و عموماً خوش و يا توأم با حرماني عاشقانه-سوزناک را براي­شان انتظار مي‌کشيم.»

و اما آن­چه خود جورابچیان در مصاحبه‌­ای به کنایه گفته: «عامه پسند مي‌شود كلاس پايين و نوگراها بادي به غبغب مي­‌اندازند. من ترجيح مي­‌دهم همه­‌ی اقشار جامعه از رمانم سر دربياورند و لذت ببرند. به قول شما مي­‌شوم عامه پسند، اما اين طوري بهتر است. من مي نويسم تا خوانده شوم. نمي­‌نويسم تا عده‌­اي خاص مرا بخوانند و از تكنيك نوشتارم تعريف كنند و....»

در پایان اما آن­‌چه مبرهن است آن‌ست که ادبیات و در مقیاسی بزرگ­تر کلیت جامعه‌­ی ایرانی، به­‌شدت نیازمند به دانستن از دنیا و نگاه زنانه است. نگاه‌ی که شاید خالی باشد جایش در گنجه­‌ی تاریخی­‌مان. بی­شک با داشتن و شنیده شدن این صداها، به­‌مراتب ادبیات و فرهنگ غنی‌­تری خواهیم داشت. چه اگر به حد کافی زن را نمی‌­شناسیم، به آن دلیل است که آن­‌ها از خود ننوشته­‌اند. این اثر صوتی را می­‌توانید با اجرای خوب سارا فیض بشنوید.

 

نشر آموت, [۲۰.۰۸.۱۸ ۱۷:۴۹]

«جورابچیان؛ اعلام حضور با اولین رمان»

 

نرگس جورابچیان در سال 1360 در تهران متولد شده. او دارای مدرک مترجمی زبان روسی از دانشگاه آزاد است.

جورابچیان موفق شد با اولین رمان خود «به وقت بهشت» که در سال 1388 منتشر کرد، نظر منتقدان و خوانندگان حرفه­‌ای ادبیات را به خود جلب کند. این رمان بنا به گزارش روزنامه‌­ها، در عرض 20 روز در صدر کتاب­‌های پرفروش قرار گرفت. و اکنون نیز به چاپ ششم رسیده است.

 

بهشتی که کتاب می‌­آفریند

اولين بخش كتاب با روايتي خواندني آغاز مي‌شود. راوي یا همان شخصیت اصلی داستان (ترلان)، از روزي مي‌­گويد كه قرار است به اين دنيا بياید! او تنها نيست. 3 نفر هستند. اولي بي­‌معطلي به دنیا مي‌آيد. دومي از آمدن منصرف مي‌شود و سومي كه او باشد نمي‌خواهد از پناه و آغوش خدا دور شود. خدا به او مي‌گويد در تو رازي پنهان كردم. رازي كه فاش نمي‌شود و او تا 7 سالگي خواب خدا را مي‌بيند.

جهانی که ترلان با سطرهای اولش می‌­آفریند، این مطلب را برایمان روشن می­‌کند که بناست وارد شویم به دنیایی لطیف با نگاهی خاص و ظریف­‌بین، شاید یک ایده آلیسم بکرِ زنانه. جدا از سطرهای ابتدایی، در ادامه هم خیلی خوب و آرام با این نگاه و دنیایی که آفریده، همراه می­‌شویم و خو می­‌گیریم. نگاهی که پیش از هرچیز حکایت از اصالت شخصیت و ذهنیت ترلان دارد.

 

فانتزی در جدال با واقعیت

ترلان خیلی زود و در جریان زندگی معمول خود، به شکلی کاملاً سنتی (مراسم خواستگاری)، با پسری آشنا می‌شود و می‌­تواند شباهت‌­های ظریفی را بین خودش و او پیدا کند. کمی بعد آن­ دو از دل­‌مشغولی‌­هایشان برای هم می­‌گویند و همراه با کشف دیگری، دست به­‌کارساختن می­‌شوند. ترلان اگرچه از مجرای سنت به انتخاب­اش رسیده اما حاضر نیست احساس­اش را در قالب کلیشه­‌های تعریف شده درآورد و کوتاه بیاید از آن ایده‌­آلیسم زنانه‌­ای که در سر دارد :

«.....رد نگاه مرا می­‌گیرد و با نفسی از سر آسودگی به سمت من می‌­آید.

- یعنی می‌­خوای توی همه‌­ی زندگی منو به همین راحتی بخونی؟

در امتداد لبخندش ادامه می­‌دهم:

 - فکر می­‌کردم یه زنجیره....همیشه از زنجیر فراری بودم. واسه خاطر همین بود که....دخترا و پسرا، به هم علاقمند می‌­شن و هرچی می­‌گذره محبت‌­شون بیشتر رنگ تعلق می­‌گیره. مالک هم‌دیگه می‌­شن. حریم شخصی هم‌دیگه رو می‌­شکنن. بعد هر کدوم بار تعلق اون یکی رو به دوش می‌­کشه....تا آخر عمر....اولش قشنگه، اما کم کم می‌­شه عذاب......»

گرچه به نظر می‌­رسد این رابطه در بهشتی که وعده داده شده آغاز می‌­شود، ولی در آن‌جا نمی‌­ماند. ترلان از قابِ تعریف شده­‌اش بیرون می­‌زند و در اثر تماس با واقعیت، دچار تعارضاتی درونی می‌­شود که ضمنِ مسله­‌های پیرامونش در زمان حال، گذشته­ را نیز برایش زنده می­‌کند.

 

«به وقت بهشت»؛ رمانی عامه‌­پسند؟

در مورد این رمان نقدهایی نوشته شده و بعضی آن­‌را در ردیف رمان­‌های عامه­‌پسند قرار داده‌­اند. و البته به زعم برخی دیگر نیز، جورابچیان با این کتاب موفق شده دو گروه از خوانندگان ادبیات جدی و عامه‌­پسند را با هم آشتی بدهد.

دو نمونه از گفته‌­های منتقدان در شرح این کتاب، چنین است:

« اين نقد كه گفته مي‌شود نويسنده‌­ی اين رمان فردي سنتي است، غلط است؛ زيرا اگر سنتي بود، ما با شخصيتي كليشه‌يي برخورد مي‌كرديم كه فقط پخت و پز مي‌كرد؛ در حالي كه ترلان اين‌گونه هست؛ اما فقط اين نيست. ترلان مي‌خواهد او را همان‌طور كه هست، بپذيرند. اين ترلان سنتي نيست و ديد سنتي ندارد.»

« نويسنده در اين اثر به گونه‌اي ديگر پاياني تلخ و شيرين و تا حدي مبهم رقم زده است؛ برخلاف آن گونه داستان‌ها که انتهايي قطعي و عموماً خوش و يا توأم با حرماني عاشقانه-سوزناک را براي­شان انتظار مي‌کشيم.»

و اما آن­چه خود جورابچیان در مصاحبه‌­ای به کنایه گفته: «عامه پسند مي‌شود كلاس پايين و نوگراها بادي به غبغب مي­‌اندازند. من ترجيح مي­‌دهم همه­‌ی اقشار جامعه از رمانم سر دربياورند و لذت ببرند. به قول شما مي­‌شوم عامه پسند، اما اين طوري بهتر است. من مي نويسم تا خوانده شوم. نمي­‌نويسم تا عده‌­اي خاص مرا بخوانند و از تكنيك نوشتارم تعريف كنند و....»

در پایان اما آن­‌چه مبرهن است آن‌ست که ادبیات و در مقیاسی بزرگ­تر کلیت جامعه‌­ی ایرانی، به­‌شدت نیازمند به دانستن از دنیا و نگاه زنانه است. نگاه‌ی که شاید خالی باشد جایش در گنجه­‌ی تاریخی­‌مان. بی­شک با داشتن و شنیده شدن این صداها، به­‌مراتب ادبیات و فرهنگ غنی‌­تری خواهیم داشت. چه اگر به حد کافی زن را نمی‌­شناسیم، به آن دلیل است که آن­‌ها از خود ننوشته­‌اند. این اثر صوتی را می­‌توانید با اجرای خوب سارا فیض بشنوید.

بخش‌هایی از کتاب صوتی «به وقت بهشت» را  با صدای سارا فیض در فایل‌های زیر بشنوید:

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

دانلود کتابنامه آموت

اشتراک در خبرنامه

تمامی حقوق مطالب محفوظ است 2018© طراحی شده بوسیله کتابدار

جستجو