دیشب دیدم توی گروه آموتنوشت همه از یوسف علیخانی تشکر میکنند، خجالت کشیدم که کار همکارانم به اسم من دارد تمام میشود و همه از معرفی کتاب و خوشروییام را میگویند، دچار عذاب وجدان شدم که چرا کاری کردم بقیه همراهانم دیده نشوند.
مگر میشود وارد غرفه آموت بشوی و حمیدخان را نبینی که صبح پیش از همه کسریهای روزانه را میآورد و بعد سیستم را به راه میکند و گاهی پای دخل مینشیند و گاهی پابهپایم کتابها را معرفی میکند.
مگر میشود وارد غرفه آموت بشوی و آرامش حضور بخش میانی غرفه را نبینی که با مدیریت جیمانجان هرسال خانه است؛ مادرانگی و مهربانی و نهار و چایی و نسکافه و ...
مگر میشود وارد غرفه آموت بشوی و حضور آرمیتاجان را حس نکنی. امسال تمام بخش مجازی در اختیار او بود و همراهانی داشت مثل آب روان: آرمین تقوی و شقایق سعید و فاطمه سعیدی و لیلا سلیمیان و فروغ مظلومی و آقامحمدجواد.
آقامحمدجواد سه ساله چنان آموت را زنده نگه داشته که خودم هم باورم نمیشود. تمام کسریهای غرفه و کتابفروشی به عهده او بوده.
مهر و جان زهراجان توسلی ده ساله همراه آموت است و بوی بهارنارنج شیراز میدهد.
چشمهای سیمین تیموری نزدیک به ده ساله نگهدار آموت هست.
پناه بهانسته، جان من است. چهار سال پیش از لابلای مردم پیدایاش کردم. توانمند و مدیر و مهربان.
رعنا و رویا پورصادق چنان صادقانه و عاشقانه به مردم کتاب معرفی میکنند که میمانم به نگاهشان.
مهتاب فراهانی و مبینا محمدی و میترا علیزاده و رعنا و زهرا، یک سوی این خانهاند.
از این طرف، فاطمه بیات رنگ کاشیهای آبی اصفهان است؛ زلال. و این سومین سال است بهتون کتاب معرفی میکند.
آیدا کوروشفر چنان آرام و باوقار برابرتان میایستد که دیدنی است.
تارا جباری اولین سال است میآید اما گویی سالهاست ریشه در این خاک دارد.
فرزانه محمدپور که مادر کوچولوی من است.
فرگل و مبینا آزادنیا، و مهشید فهیم کنارمان ایستادهاند.
ساناز و علیآقاجان نعمتاللهی نانآور این خانهاند.
و منصورخان هم همراه و یاور
و آقایدالله. آقایدالله. آقایدالله. رفیق و جان هفده ساله. بی وانت او، این خانه به نمایشگاه نمیآمد.
و امسال یک جان دیگر هم داشتیم که در غرفه نبود؛ ابوالفضل ثابتمقدم. بلاگری که نامحسوس، کنارمان بود؛ از آغاز تا پایان نمایشگاه. ابوالفضل جان من است.
امسال شماها بودید. اگر شماها نبودید. اگر همین گروه کتابخوانی آموتنوشت نبود، آموت بود؟
حالا دیدید، تشکر از من، عین نامردی به این همراهان جان است.
دوستتون دارم.
برای ورود به «آموتنوشت» (https://t.me/aamoutnevesht) کلیک کنید.



