غزل شیرین عشق

نوشته: لیلا عباسعلی‌زاده

سرم را پایین می‌اندازم و چیزی نمی‌گویم. معصومه خانم می‌گوید: این‌ها را نمی‌گویم که خدای نکرده، احساس گناه کنی و شرمنده شوی. من می‌دانم تو هم مقصر نبوده‌ای و فقط طبق خواست خانواده‌ات رفتار کردی. من تو را سرزنش نمی‌کنم. می‌دانم که تو هم تلاشت را کردی ولی خب...قسمت این بود دیگر. محمد می‌گفت بعد از شیرین دیگر نمی‌خواهد به هیچ دختری فکرکند. خیلی نصیحتش می‌کردیم. می‌گفتیم تو ازدواج کرده‌ای و زندگی خودت را داری و او هم باید به زندگی خودش برسد اما محمد می‌گفت:...

غزل شیرین عشق
150,000ریال

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

تمامی حقوق مطالب محفوظ است 2019© طراحی شده بوسیله کتابدار

جستجو