سختترین سال این سالها هم به پایان رسید.
سختترین سال نشر و کتاب هم با حمایت و همراهی شما به پایان رسید.
هفت سال است که سختترین سالها را پشت سر میگذاریم اما امسال سر سختترینها بود.
و آن آب حیات که اسکندر به دنبالاش بود، ما در میان کتابها و داستانها میجوییم و همین است که این زندگی سخت را برایمان تابآورتر میسازد.
چه اسکندر، واقعی باشد و چه داستانِ سفرش و چه آن آبِ حیات، خیالی، چراغ راهنماییست تا بدانیم میتوان، میتوان ماند و چه هراس از منقار کلاغان که با مشک آب جنگ دارند؛ و زندگی ما.
یک لحظه فکر کنید کتاب و کلمه و داستان نبود؟
میتوانستیم این سالها را تحمل کنیم؟
من که کار و زندگیام کلمه و کتاب و نشر است، با شما آموختم که میتوان.
میتوان گذشت؛ با چنین زره و کلاهخودی.
ما جنگ نداریم با احدی و چون رانندهای آرام در خط خود پیش میرویم اما آیا میتوانیم از ناشی بودن و مست بودن و جهل رانندههای دیگر در امان بمانیم؟
سال ۱۴۰۳ امروز تمام شد و به ۱۴۰۴ سلام کردیم.
ما کنار هم محکم ماندهایم و خواهیم ماند.
خوشحالم با شماها در این کشتی و این موج بلا و طوفان، همنشین هستیم.
سال نو
آرامتر
برقرارتر
نوروزتر.




