شقایق سعید

قبل از اینکه خاما چاپ بشه یا متولد بشه، من نابلدترین کتاب خوان بودم گویی... 

اما یه چیزی رو میدونستم که باید با کتاب و شخصیت هاش زندگی کرد تا داستان جذاب بشه...

خاما چاپ شد اما خاما معمولی نبود، سوگ سیاوش و سووشون و کلیدر و جای خالی سلوچ هم معمولی نبودن...

خاما راوی زنده یک عشق محکوم به تبعید و جدایی که در سطر شنونده میخکوب و با حالاتی متفاوت منتظر داستانه... 

خلیل، خاما، باب، یگانه، حسن مهاجر و حتی پرنده‌های درخت سنجد و حتی دایه بازیگران و راویان قصه...

نمیدونم اما خاما رو انگار همه زندگی کردیم یک نفر تونست و دل و جرات داشت که نوشت، خیلیا گفتن زبونشون بند اومد از خوندن و شنیدن خاما، شاید به این دلیل که شجاعت نداشتیم رو به رو بشیم با واقعیت ها...

خاما رو وقتی شروع کردین به خوندن آیا توصیفات و بندهای کتاب رو به چشم خودتون ندیدین؟ آیا نویسنده هم دیده بود؟

سایت فروش

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

© 2015 Your Company. All Rights Reserved. Designed By JoomShaper

جستجو