کتابفروشی آموت

نشانی: تهران. بلوار مرزداران. نبش خیابان آریافر. ساختمان دوهزار. طبقه‌ همکف شمالی. تلفن: 02144232075

این عکس‌ها فقط چند تا عکس نیستند: خاطرات بیست و چند سال در کرمان

از صبح حال غریبی دارم.
#کرمان برایم با #سیدمحسن_بنی_فاطمه خانه شد. از سال ۱۳۷۹ با هم حرف زده بودیم تا وقتی سال ۱۳۸۰ آمد به روزنامه و بغلش کردم. بعد هم با هم مجله ادبی قابیل را زنده نگاه داشتیم و همیشه با حال خوبی به رفقای داستان‌نویس کرمانی نگاه می‌کردم تا سال ۱۳۸۶ که #اژدهاکشان منتشر شده بود و به لطف آسیدمحسن دعوت شدم به کرمان و آمد به استقبال. و من کرمانی دیدم هم‌تای بهشت.

بعد #محمد_شریفی، نویسنده‌ی مجموعه‌داستان #باغ_اناری آمد و مرا برد به #ماهان. و آن روز، رفت و برگشت، به خیال گذشت و شهود حضورش و خاطراتی که از مادر مقدس گفت.
عجیب نیست که اولین یادداشتی که باعث شد بمانم بر این نوع نوشتن‌ام، یادداشت استاد محمد شریفی بود که برایم نوشته بود: «یوسف جان! تو به گنج رسیده‌ای. میلک را تا همیشه در داستان‌هایت حفظ کن.»
عجیب نیست که اولین نقدی که بر اولین مجموعه داستانم #قدم_بخیر_مادربزرگ_من_بود ، نوشته شد، به قلم رفیق داستان‌نویس کرمانی‌ام بود: #رضا_زنگی_آبادی.
خدابیامرزد آقای مسعودی را که در سفر اولم به کرمان، آرامش حضورش را درک کردم.
و نامش ماندگار استاد #محمدعلی_آزادیخواه که یک همکاری مشترک هم با هم داشتیم برای مجموعه «یکی بود یکی نبود» در نشر کتاب پارسه.
دلم حتی برای #علی_اکبرکرمانی‌نژاد تنگ شد که به نظرم یکی از نویسنده‌های خوب ایران است.
صبح که در گروه کتابخوانی «آموت نوشت» نوشتم «سلام و کرمان»، یکی از رفقا نوشت «چقدر جای #محمدعلی_علومی خالی است. یاد رونمایی #خاما در کرمان افتادم.»
و این‌بار به لطف دوستی که تا به حال ندیدمش به کرمان دعوت شدم؛ دکتر #رامین_نعمت_اللهی.
اگرچه مهمان حق اظهارنظر ندارد اما ازش خواهش کردم این دیدار را به یکی از کتابفروشی‌های کرمان پیوند بزند که دلیل اصلی خاموشان، روشن‌تر شدن کتابفروشی‌هاست و ممنونش هستم که کتابفروشی کتاب خوب به مدیریت آقای شریفی شریف را به همراهی آورد.
دیدار این بارم در کرمان متفاوت خواهد بود.
از یک سو، گوش می‌شوم و حرف‌های معلم‌هایم استاد #مهدی_محبی_کرمانی، داستان‌نویس و منتقد و روزنامه‌نگار را می‌شنوم و البته امیدوارم استادم محمدجان شریفی بیاید.
و بعد به پیشنهاد دکتر نعمت‌اللهی، بیشتر از آنکه درباره‌ی #خاموشان بگویم، از زندگی بگویم و این #یوسف_علیخانی که سال‌ها دویده تا به کرمان برسد.
 
از عجایب روزگار
این چند عکس را پیدا کردم که محمد شریفی و مهدی محبی و سیدمحسن بنی‌فاطمه و من توی یک قاب ایستادیم؛ به گمانم روز بزرگداشت محمدعلی آزادی‌خواه است سال ۱۳۹۱.


https://t.me/aamoutnevesht/232060

برچسب ها:

سایت فروش

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

جستجو