یعنی یک روز می‌رسد که همهٔ ما دوباره در برج بابل جمع شویم؟⁩

امروز که از #اراک برمی‌گشتم، آرزو کردم کاش یک‌کارهٔ این مملکت بودم و گروه‌های باشکوه ادبی شهرهای مختلف را به هم ارتباط می‌دادم؛ بی‌دخالت در کارشان و فقط به قصد استفاده‌شان از تجربیات همدیگر.
کتابخوانان دیشب #شهرکتاب_اراک، مرا برگرداندند به روزی که به #جهرم رفته بودم؛ به همان شکوه و با همان مهربانی و صداقت و یک‌رنگی؛ یا روزی که به #انزلی رفتم، یا… 

بعد با خودم فکر کردم چی باعث می‌شود مثلا در شهری مثل جهرم یا همین اراک که دیروز آنجا بودم، چنین جمع باشکوهی شکل بگیرد؟ حمایت‌های ارشاد؟ حمایت‌های دولتی؟ حمایت‌های فلان؟ بعد دیدم خدا رو شکر هیچ ردی از آقایان کارمند جاهایی مثل ارشاد و… که مثلا متصدی هستند و بودجه دارند، در اراک وجود نداشت اصلا؛ در هیچ‌جا نیست خوشبختانه.
بعد دیدم کسی مثل #مرضیه_خدادادگان در اراک و #سوسن_تقوایی در جهرم و #لیلا_مسروری در انزلی… هستند که این جمع‌ها را زنده نگه داشته‌اند.
بعد برگشتم به عقب‌تر. یادم آمد وقتی #زاهو منتشر شد، کرونا بود و من که خیلی دوست داشتم مثل زمان انتشار #خاما به شهرهای مختلف بروم و به مخاطبان سلام کنم، ناکام ماندم. بعد همان‌روزها دیدم کسی مدام در صفحهٔ شخصی‌اش در اینستاگرام دربارهٔ زاهو می‌نویسد. اوایل برایم شوخی بود (دروغ چرا، تا دیشب برایم بیشتر شبیه یک شوخی بود و شاید هم سرگرمی) و دیشب گویی تازه از خواب بیدار شدم.
جماعتی دیدم که اغلب زاهو را خوانده بودند (و خیلی‌های‌شان البته صوتی آوانامه را شنیده بودند) و خیلی‌ها هم همزمان با خط بردن از متن، صوتی را شنیده بودند.
با هر کدام‌شان حرف می‌زدم می‌دیدم، حلقهٔ اتصال خانم خدادادگان است. اتفاقی که این روزها می‌دانم در انزلی در جریان است؛ چند گروه مختلف همزمان دارند #خاموشان می‌خوانند و همه هم به لطف خانم مسرور.
بعد فکر کنید خانم خدادادگان کنار دوستان همراه و کتابخوان و مهربانی چون حدیث صدرایی و دکتر علی گلستانی و استاد عباسی و آقا رامین و… قرار بگیرد و شهرکتاب اراک و خانه کتاب اراک.
بعد فکر کنید خانم سوسن تقوایی در کنار آقای شفاعت‌پناهی یک گروه قدرتمند تشکیل بدهند در کافه‌شان و از آن طرف ارتباط تنگاتنگ پیدا کنند با کلبه کتاب جهرم و آقای معطریان عزیز.
خانم مسروری و رفقای همراه و کافه کتاب بوکا.
دیشب شانس بزرگتری هم داشتم، استادم #محبوبه_میرقدیری نویسنده هم دربارهٔ #خاموشان حرف زد.

یعنی یک روز می‌رسد که همهٔ ما دوباره در برج بابل جمع شویم؟⁩

https://t.me/aamout/17360

 

سایت فروش

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

جستجو