
احمد بيگدلي بر اهميت مكان در ادبيات داستاني تأكيد كرد.
اين داستاننويس در گفتوگو با خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي انعكاس مكانهاي جغرافيايي در ادبيات داستاني گفت: اگر به داستانهاي بومي اقليمي نگاهي بيندازيم، مانند آثار امين فقيري، ابوالقاسم فقيري يا يوسف عليخاني، اقليم روستا در اين آثار آمده است و هر روستا داراي وضعيت اجتماعي، جغرافيايي و فرهنگي خاص خودش است و در داستانهاي رئاليستي اين چندگونگي فضا ميآيد تا خواننده خودش را در آن فضا حس كند. در مورد شهرها هر شهري مانند بندرعباس، رشت يا زاهدان تفاوتهاي زيادي با هم دارند و اين تفاوتها در داستانها نمود پيدا ميكند.
او ادامه داد: اما مكان در ادبيات رئاليستي يكي از عناصر مهم داستاننويسي تلقي ميشود؛ اينكه نويسنده بداند شخصيتهايش در چه مكاني درگير ماجرا ميشوند، اين مكان بايد در داستانها خصوصا داستانهاي رئاليستي چنان طرح شود كه خواننده بتواند آن فضا را درك كند.
بيگدلي همچنين افزود: نويسنده بايد از مكان داستان خود تصور جامعي داشته باشد تا بتواند آن را چنان بپروراند كه خواننده خودش را در همان فضا احساس كند.
او در پاسخ به اين سؤال كه چقدر مكانهاي جغرافيايي ايران و تهران در آثار داستاني ما نمود پيدا كردهاند، گفت: اگر به آثار كساني چون جلال آل احمد، عليمحمد افغاني، صادق هدايت، بهرام صادقي و غلامحسين ساعدي نگاهي بيندازيد، دقيقا همهي وضعيت اقليمي شهرها را ميتوان پيدا كرد، كوچهها و پسكوچهها، كوچههايي كه داراي طاق هستند و خانههايي را كه حوض و هشتي دارند، ميتوان ديد.
احمد بيگدلي با اشاره به رمان «سفركردهها» گفت: اخيرا رمان «سفركردهها» نوشتهي حسين آذرنوش را خواندم كه دربارهي وقايع 28 مرداد نوشته شده و نويسنده توانسته وضعيت تهران آن روزها را از هر نظر تصوير كند. اين نشان ميدهد نويسندهي كتاب با آنكه آن زمان نبوده، توانسته آن فضا را احساس كند.
او دربارهي تفاوت پرداختن به مكان در آثار مدرن و پستمدرن سالهاي اخير نسبت به كارهاي قبلي، گفت: وقتي وارد داستانهاي مدرن و پستمدرن ميشويم، مكان و زمان ارزش اصيلي را كه در رئاليسم سنتي داشتند، از دست ميدهند. اينجا زمان و مكان به نوعي شكسته ميشود. البته به هر حال، داستان حتا اگر روايت يك خواب باشد، بايد در يك جا اتفاق بيفتد؛ چون داستان بايد پايش به جايي بند باشد؛ اما نمود مكان به سوژهي داستان بستگي دارد.
اين نويسنده در ادامه عنوان كرد: اما روي هم رفته، در داستانهاي دهههاي 70 و 80 نويسندگان به نوعي به مكاني كه در آن زندگي ميكنند، تعلق خاطر دارند و كسي از تهران مينويسد كه در آن زندگي كرده است.




