
سیمین تیموری: رمان «سرزمین از هم گسیخته» از اون کتابهاست که با سر و صدا وارد نمیشه. آروم میاد، انقدر آروم که شاید اول حتی جدیش نگیری، اما هرچی جلوتر میری، میفهمی این سکوت اتفاقی نیست.
چیزی که توی این رمان برام مهمه، مدل روایتشه.
«کلر لزلیهال» عجله نداره. نمیخواد با حادثه شوکهات کنه یا احساساتو هل بده جلو. تنش رو کمکم میسازه؛ با نگفتنها، با مکثها، با انتخابهایی که اول کوچیک به نظر میان و بعد میبینی خیلی بزرگتر از چیزیان که فکر میکردی.
تصویرها خیلی واضح توی ذهنم شکل گرفتن. یه جاهایی واقعاً خودم رو وسط داستان دیدم و احساسات، درست همونجایی که باید، به جونم نشست. نه زودتر، نه دیرتر.
نثر کتاب سادهست، اما سادهانگارانه نیست.
هر جمله سر جای خودشه و هیچ حسی به زور تحمیل نمیشه. نویسنده به شعور خواننده اعتماد داره و همین باعث میشه روایت طبیعی و باورپذیر جلو بره.
جالب اینجاست که بعضی جاها، ذهن و احساسم بیاختیار پرت میشد وسط فضای
#ما_تمامش_میکنیم از کالین هوور؛ نه بهخاطر شباهت داستان، بلکه از همون جایی که احساس، بیسروصدا و ناگهانی، وسط روایت جا خوش میکنه.
بعد از تموم شدن کتاب، ذهنم بین کلمهها و روایتی موند
که اصلاً حدس نمیزدم قراره به کجا برسه. انگار یه چیدمان پازلی از آدمها توی ذهنم ساخته شد
و بعد، همون پازل، آروم آروم شکست.
سرزمین از هم گسیخته دربارهی عشق نیست؛ دربارهی انتخابهاست. دربارهی همون لحظهای که میفهمی بعضی تصمیمها تموم میشن، اما اثرشون نه.
این کتاب قرار نیست آرومت کنه.
قراره بعد از اینکه تمومش کردی، یه چیزی ته ذهنت تکون بخوره
و ولت نکنه.
۳۴۹ صفحه | نشر آموت
https://t.me/aamout/17774




