
آئین رونمایی، و نقد و بررسی مجموعهداستان خاموشان
با حضور نویسندهی اثر: یوسف علیخانی
و همراهی: دکتر علیرضا گلستانی، مرضیه خدادادگان، محمدرضا عباسی
و محبوبه میرقدیری

آئین رونمایی، و نقد و بررسی مجموعهداستان خاموشان
با حضور نویسندهی اثر: یوسف علیخانی
و همراهی: دکتر علیرضا گلستانی، مرضیه خدادادگان، محمدرضا عباسی
و محبوبه میرقدیری
امانتی را تازه تحویل داده بودم که دیدم زمانی ندارم تا وقت آرایشگاه.
تازه داشتم وارد آرایشگاه میشدم که جیمانجان زنگ زد که «کی میآیید؟»
گفتم «خیر باشه. چی شده؟»
گفت «یه خانم آمده، شما را ببینه.»
گفتم «نیم ساعت دیگه میام.»
در حال آماده کردن کتابی هستم که نسخهی اولاش را برای صفحهآرایی بفرستم. میشنوم که خانمی که تازه وارد #کتابفروشی شده، اسم یک #کتاب را میگوید. هالهای از اسم کتاب را میشنوم و نمیشنوم. به بهانهی پر کردن لیوان آبم میروم سمت آشپزخانه.
آرمیتاجان به خانم میگوید «چاپ نمیشود.»
و خانم میپرسد «خیلی وقته؟»
و آرمیتاجان میگوید «چند ماهه نیامده.»
خانم میپرسد «مال کدوم نشر هست؟»

من هم مثل شما. دوست دارم کاری که میکنم به نتیجهای برسد اما لزوما اینطور نیست که وقتی میروید بنویسید، حتما داستانی نصیبتان بشود. آیا ناامید میشویم برای رفتن دوباره؟
هرگز.
باز هم میرویم.
یک جور مبارزه است انگار که «من میتوانم.»
#خاموشان به یکی دو شهر اول که رفت، #گلاره_جباری جان از #نشر_چشمه زنگ زد که «دوست داری به چشمهی رشت و چشمهی البرز و چشمهی بابل بروی؟» گفتم «با افتخار.»
بعد هم #علی_رستگاری جان زنگ زد و سر به سرم گذاشت و گفتم «با کله.»
بعد هم جناب قربانزاده از #چشمه_ی_رشت زنگ زد و شد آنی که دوست داشتم.
همهی هراسم این بود خستگی راه و نبودن منتقد، دیدار چشمهی رشت را کدام سو خواهد برد؟
وارد #تبریز که میشوی انگار کن به مملکت دیگری پا گذاشتی. خیابانهای تمیز. درختهای بانشاط. مردم مدرن و امروزی. دریغ از اینکه یک گدا ببینی. و البته مراقبتشان از میراث #خاموشان.
هنوز خیابانهایشان را به نام قدیم بر زبان میآورند و جز آبرسان و شهناز و ... نمیشناسند.
و البته برای من #کتابفروش، فارغ از نویسنده بودن، مردم تبریز کتابخوانترین مردم ایران هستند؛ در کنار شیراز و رشت. و در تمام #نمایشگاه_کتاب_استانی که آن سالهای دور میرفتم، رتبهی اول هرسال
اما کتاب کاف:

این عکس را همین الان گرفتم؛ وقت خداحافظی با #تبریز و راهافتادن سمت #رشت.
همیشه اولین عکسهای کتابهایم را در زادگاهم و الموت میگرفتم و به وقت #خاموشان، اولین عکسها در #گیلان گرفته شدند

دعوتاید به
رونمایی و جشن امضای کتاب «خاموشان» با حضور «یوسف علیخانی»
سهشنبه، ۲۱ مردادماه، ساعت ۱۹، کتابفروشی چشمهی رشت
چنین وقتهایی سعی میکنم خیلی فکر نکنم. خیلی دو دو تا چهارتا نکنم و فقط در تاریکی راه بروم؛ کی میداند تاریکی، روشنایی نیست؟
و یاد گرفتم خیلی به نتیجهاش نگاه نکنم؛ که البته همیشه راضی بودم.
عجیب نیست که این سفرها هم مثل داستانهای خاموشان شدهاند؟ یکی در حد طرح و یکی خوب و یکی ویژه و یکی باورنکردنی.
اما آیا میتوان منکر لذت آن آیین باشکوه پیشانوشتن و نوشتن و بعد انتظار کشیدن برای صبح شد؟ تا یکی بیدار شود و بگویی: بخوان! نوشتم.
ممکن است این نوشته را یکی بخواند و بگوید خوب بود و دیگری بگوید مزخرفترین.
اما مهم آن راه بود و هست.